محمد مهدى ملايرى
334
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آويخت و سر او را جدا كرد . « 1 » و بدينترتيب غائلهء عظيمى كه هم اسلام را در جنوب عربستان تهديد ميكرد ، و هم ايرانيان را آسيب فراوان رسانيد ، و فرمانرواى ايرانى يمن را هم نابود ساخت ، رفع گرديد . ولى با رفع آن آرامش به يمن بازنگشت ، زيرا غائلهء ديگرى در آنجا در شرف تكوين بود كه پس از اين به آن اشاره خواهد شد . پس از كشته شدن اسود و تارومار شدن سواران و پيروان او شرح واقعه به پيغمبر اكرم گزارش گرديد . نوشتهاند كه پيك و نامه در شبى به مدينه رسيد كه صبح آن روز پيغمبر ( ص ) رحلت فرموده بود . ولى طبرى از ابن عمر روايت كرده است كه : همان شبى كه اسود عنسى به هلاكت رسيد به پيغمبر ( ص ) الهام شد كه به ما مژده دهد . و پيغمبر به ما فرمود : ديشب عنسى كشته شد . او را مردى خجسته از خاندان خجستگان به هلاكت رسانيد . از آن حضرت سؤال شد او چه كسى است ؟ فرمود فيروز ، فيروز پيروز شد . « 2 » طبرى در روايتى ديگر آورده كه پيغمبر ( ص ) به اصحاب فرمود : خداوند اسود كذّاب عنسى را به هلاكت رسانيد . هلاك او به دست مردى از برادران شما و از مردمى بود كه اسلام آوردند و آن را باور داشتند . « 3 » ايرانيان يمن در ايّام ردّه با اسلام آوردن ايرانيان يمن ، سرنوشت آنها آنچنان با سرنوشت اسلام پيوند خورد كه در هر حادثهاى كه در آنجا براى اسلام پيش مىآمد آنها بودند كه آماج حملات مخالفان و آسيب و گزند ايشان واقع مىشدند ، چنان كه در غائلهء اسود عنسى شدند . در دوران ردّه هم در يمن كه پس از رحلت پيغمبر ( ص ) گروههائى از مسلمانان از اسلام برگشته و به
--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 1861 - 1863 و 1 / 1866 . ( 2 ) - اصل روايت چنين است : « عن ابن عمر قال : اننى الخبر النبىّ صلعم من السماء اللّيلة التى قتل فيها العنسى ليبشّرنا ، فقال قتل العنسى البارحة ، قتله رجل مبارك من اهل بيت مباركين . قيل و من ؟ قال فيروز . فاز فيروز » طبرى ، 1 / 1863 . ( 3 ) - اصل اين روايت همچنين است : « قال رسول اللّه صلعم لأصحابه ان اللّه قد قتل الأسود الكذّاب العنسىّ ، قتله بيد رجل من اخوانكم ، و قوم اسلموا و صدّقوا » ( طبرى ، 1 / 1868 ) .